نوع مقاله : مروری
تازه های تحقیق
از اوایل دهة 60 میلادی، موضوع ادراک محیطی بهعنوان مبحثی میانرشتهای موردتوجه قرارگرفته و از جهات مختلف توسعهیافته است. ادراک، فرآیند کسب اطلاعات از محیط اطراف انسان و موضوعی فعال و هدفمند است(لنگ، 1386) و به پاسخهای مستقیمی بازمیگردد که حواس ما به ساختار یا فرمها نشان میدهد. ادراک شامل جمعآوری، سازماندهی و فهم اطلاعات محیطی است. ناسار معتقد است سه گونه نظریة ادراک محیطی، ایدههایی برای طراحی شهری داشتهاند. نخستین آن، نظریة سطح سازگاری است که مبین این نکته است که مردم خود را با سطح محرکهای غالب سازگار میکنند. این نظریه از سوی(ولویل و کوهن، 1973) مطرح شد. تئوری دوم، رویکرد اکولوژیک به ادراک است که محیط را متشکل از ساختار و محرکهای معنادار میداند. ناظرِ فعال، ساختارهای محیط را تشخیص داده و مبنایی برای جستوجوی خود فراهم میآورد. در اینجا مفهوم قابلیت محیط نقش مهمی دارد. ما ماهیت و سطوح مجموعهها و اشیاء را در ابتدا با بررسی تناسب آنها با خودمان ادراک میکنیم.
بنیانگذاران این نظریه که رویکردی پیشرو است، (جیمز و الینورگیبسون، 1979) میباشند. دیدگیبسونی ادراک، با تأکید بر حرکت و چگونگی استفاده از منظر، ادراک را بهطور آشکار به تجربة مستقیم محیط مربوط میسازد(بل، 1382). نظریة سوم، عملکردگرایی احتمال گرا است که معتقد است ارزیابی انسانها از محیط دارای احتمالاتی است که به ادراک مردم از سرنخهای فیزیکی بستگی دارد که آن نیز وابسته به احتمالاتی است که همواره در کنار ویژگیهای فیزیکی محیط قرارگرفتهاند. این مدل که توسط(برونو زوی 1956) ابداعشده است، پیشنهاد میدهد طراحان بر ویژگیهای برجسته در ادراک، ارزیابی و مباحثة مردم متمرکز شوند. بررسی نظریههای مختلف ادراکی بیانگر برخی مفاهیم کلی است. ادراک، چند بنیانی است و نقش حرکت در ادراک محیط مهم است. مردم میآموزند باتجربه بین جزئیات ریز و عناصر کلیتر پدیدههای محیط تمایز قائل شوند. نحوة نگرش ما به محیط مبتنی بر مقاصد و تجربیات قبلی است و درنهایت این فرض که ادراک بهطور کامل با ویژگی انگیزشهای خارجی تعیین میشود، قابلشک است. علاوه بر نظریاتی که در باب ادراک ارائه شد، ابعاد گوناگونی نیز برای ادراک تاکنون شناختهشده است؛ برای مثال، (ایتلسون، 1978) چهار بعد گوناگون ادراک را شناسایی کرده و معتقد است این چهار بعد بهطور همزمان عمل میکنند.
اما فرآیند ادراک همواره با فیلترهایی نیز مواجه است که درنتیجه مواجهه با یک موضوع ثابت را برای افراد
مختلف، متفاوت میکند.(راپاپورت، 1977) در نظریه ادراک خود فیلترهای دوگانهای را در فرآیند ادراک مؤثر میداند؛ فیلترهای اطلاعاتی، طبیعتی عینی دارند و متشکل از تصاویر ذهنی فرهنگی است که بر پایة اطلاعات، دانش، استانداردهای زندگی و تحصیلات شکل میگیرد؛ فیلترهای نگرشی، طبیعتی ذهنی دارند و مبتنی بر تصورات شخصی بر پایة سیستم ارزشی فردی است.
از موضوعات مهم در مفاهیم ادراکی، ادراک زیباشناختی است. به طور سنتی، (جورج سانتایانا، 1896) تقسیم بندی سهگانه ای از زیبایی شناسی تحت عنوان زیبایی شناسی حسی، فرمی و نمادین ارائه کرده است. نوع اول زیبایی شناسی به شدت درونی و ذهنی است، در حالی که زیبایی شناسی فرمی (ارزش اشکال و ساز ه های محیط) و زیبایی شناسی نمادین (معانی تداعی کننده و لذت بخش محیط) به جنبه های طراحی محیط می پردازند.
(گروتر، 1987) نیز ادراک زیبایی را بر اساس نظریة اطلاعات و مبتنی بر تشکیل طر حوارة ذهنی توجیه کرده است. او معتقد است میزان بداعت اثر در هر سطح از ادراک می بایست کمی بیش از ظرفیت دریافت ذهن باشد تا بتواند زیبا تلقی شود(گروتر، 1383). بدین ترتیب، هرچه کثرت معانی بیشتر باشد، محیط لذت بخش تر است. (مولوی، 1385) قایل به وجود دو دیدگاه در مورد زیبایی شناسی در فضای شهری است؛ گونه نخست ناشی از تجربه های لذت بخش از محیط بدون توجه به مفاهیم و اهداف عملکردی آن است و دستة دوم، نوعی زیبایی شناسی است که علاوه بر عوامل حسی، دانش، فرهنگ و الگوهای از پیش تعیین شده نیز در آن مؤثر است (مولوی، به نقل از کریمی مشاور، 1389). بدین ترتیب، نوعی پیوند میان احساس لذت، ادراک زیبایی و معانی تداعی شده از منظر شهری قابل تحقق است.
مؤلفههای سهگانه محیط و مناظر شهری در کل شامل فرم، عملکرد و معناست(پاکزاد، 1391). ازنظر فرم و عملکرد،(دونالد اپل یارد، 1969) سه دلیل را عامل شناخت بهتر بعضی مناظر(بنا) میداند که عبارتاند از: ویژگیهای فرم (محدودة مرئی مکان بهنحویکه از محیط اطراف خود کاملاً قابل تمیز و واجد وحدت شکلی باشد، عوامل دیگر هم چون پیچیدگی نماها، رنگآمیزی و نورپردازی نماها اهمیت کمتری دارند).ویژگیهای رؤیت پذیری (مکانهای واقع در تقاطعها، مجاور فضاهای باز و یا حاشیه بزرگراهها بهتر دیده و به خاطر سپرده میشوند)، ویژگیهای استفاده و اهمیت (استفاده خاص موجب شناسایی بهتر مکانها میشوند.
بنابراین مناظر شهری به مثابة یک نشانه شهری به سبب منحصربهفرد بودن، تشخیص پذیر بودن در زمینة خود، قابلرؤیت بودن از نقاط مختلف شهر و همچنین میزان تضادی که با عناصر پیرامون خوددارند، اهمیت خواهند یافت. علاوه بر این، داشتن فرم خاص و تضاد با زمینه و موقعیت خاص میتواند برای مشاهده گران اهمیت خاصی ایجاد کند.
موارد یادشده عمدتاً در حیطة خصایص کمی فیزیکی جای دارند. بااینحال، مناظر شهری دارای ویژگیهای معنایی و نمادگرایی نیز میباشند. ازنظر نشانه شناختی، نشانه یک واحد معنادار است که بهعنوان اشارهگر بر چیزی جز خودش تفسیر میشود که طبق تقسیمات سندرس پیرس، واجد ابعاد سهگانه مناظر، شمایلی و نمادین است.
در وجه نمادین، نماد نشانهای است که ارتباط آن با موضوع در چهارچوب قرارداد، توافق، یا قاعده میگنجد. نشانه شمایلی "عمدتاً از طریق شباهت" نشانگر موضوع خود است. هرگاه نشانه، شبیه چیزی باشد که بهعنوان نشانهای از آن به کار میرود، شمایلی است... کیفیت شمایلها "شباهت" با موضوعی است که نشانگر آن هستند. آنها حس مقایسه گری را به ذهن القا میکنند. در وجه نمایهای دال اختیاری نیست، بلکه به طریقی (فیزیکی یا علّی) مستقیماً به مدلول پیوند دارد. پیوندی که میتواند مشاهده و یا استنتاج شود. درواقع نوعی رابطه وجودی مستقیم با موضوع برقرار میشود.
میزان اطلاعات پیشین و تجارب فردی شهروندان تأثیر زیادی در ادراک نشانه شناختی خواهد داشت؛ فهم نشانههای شمایلی به سبب ارتباط عینیتر دال با مدلول راحتتر از نشانههای نمادین و نمایهای قابلدرکاند. چنین ماهیتی در جریانهای معماری پستمدرن معماری نیز مشهود است. علاوه بر جنبة نشانه شناختی، معنای مناظر نزد شهروندان میتواند از نوع احساسی و عاطفی نیز باشد. مؤلفههایی چون انواع واکنشهای هیجانی مانند: لذت (احساس دوست داشتن و دوستنداشتن)، برانگیختگی (ویژگیهای علاقه برانگیز محیط) و سلطه گری (احساس آزادی عمل فردی) بخشی از این موارد هستند.
مناظر ما می توانند به عنوان میراث طبیعی و فرهنگی جوامع ما مطرح باشند. با شهرنشینی سریع و فرآیند توسعه، تغییر و تبدیل یک نتیجه اجتناب ناپذیر برای مناظر ما در مقیاس جهانی میشود. از دست رفتن تنوع و هویت باید نگرانی اصلی برای طراحی و برنامهریزی تحقیق و پژوهش آینده برای معماران (منظر) باشد. با این حال، نقش درک و اثرات آن بر رفتار و نگرشهای فضایی ابتدا باید تحقق یابد.
اگر هدف معماری منظر ایجاد محیطهای قابل زندگی و مؤثر برای افراد جامعه باشد، درک و تفسیر مردم از محیطها باید بررسی شود. در واقع میتوان استدلال کرد که ارزیابی منظر بهتر است با استفاده از دانش و تجارب کارشناسان انجام شود و به نظر می رسد عموم مردم به راحتی نمی توانند در مورد کیفیت محیط زیست قضاوت کنند. از سوی دیگر، مسائل کیفیت محیط زیست هنوز هم در دستور کار است. تا حدودی، مقامات محلی، ملی و حتی بین المللی را میتوان برای نادیده گرفتن دانش و پیشنهادات طراحان و برنامهریزان در توسعه پایدار محیط زیست سرزنش کرد. بدیهی است، کسانی که حرفهای هستند دانش و مهارت زیادی دارند. با این حال، شناخت و درک روابط اساسی بین مردم و محیط زیست آنها یک ضرورت است.
در این پژوهش اطلاعات پایه و رویکردهای درک مولفه های منظر در هر دو در زمینه بینایی و شنوایی، با هدف ارائه بینش در ابعاد ادراکی و شناختی پژوهشهای زیست محیطی خلاصه شده است. با این حال، برای درک منظر به پژوهش بیشتر نیاز است. لیست مرجع میتواند خوانندگان را با منابع ارزشمند برای خواندن آشنا کند. اگر چه تحقیقات زیادی بر روی اولویت منظر وجود دارد، هنوز هم مسائل نظری و روش شناختی که ناشناخته هستند وجود دارد. نتایج پژوهش روانشناسی زیست محیطی میتواند برنامهریزان و طراحان را برای ایجاد هدایت و مدیریت مناظر ما راهنمایی کند. بنابراین، ایجاد همکاری چند رشتهای بسیار مهم است.
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسنده English
Landscape is a very complex phenomenon that continuously evolves in time and space. This phenomenon is actually a reflection of both natural processes and cultural changes over time. Landscapes can be the product of natural processes (natural landscapes) or human interventions in natural ecosystems (cultural landscapes). Today, it is almost impossible to encounter a natural landscape in daily life. .Visual landscapes as well as soundscapes (audioscape), most of which have changed due to human activities and have been placed in the symbolic meanings of diversity and cultural identity of our societies. In other words, the deterioration of natural ecosystems has become an important issue in sustainable development, because we humans depend on natural resources for our survival. For this reason, studying, knowing and understanding concepts related to landscape is one of the most basic and important matters in the contemporary era.The main objective of this research is to identify the effective indicators in landscape design based on common theories in this field, as well as to familiarize and understand the acoustic view as a neglected element in understanding the category of landscape.Landscape, as a word, has been and is the subject of a wide range of disciplines and specialized and interdisciplinary fields, including art, history, geography, ecology, politics, planning and design. Although it is mainly attributed to the physical features of an environment, today the word implies more than just the title of landscape. Therefore, it seems that the landscape can be protected and managed as a cultural and natural heritage in the concept of sustainability. For this purpose, we first separately examine the visual and audio components of landscape perception and research methods related to each. will be discussed and then the results will be reported to provide suggestions.
کلیدواژهها English
انجمن اروپا در سال 2000 کنوانسیون چشم انداز اروپا (ELC) با هدف ارتقاء برنامه ریزی، حفاظت و مدیریت پایدار مناظر اروپا را مورد پذیرش قرار داد. کنوانسیون ELC منظر را به صورت زیر تعریف می کند:
’بنا بر ادراک مردم، منطقه ای است که صفات آن نتیجه عمل و اثرات متقابل عوامل طبیعی و/یا انسانی می باشد’.
تعریف کنوانسیون ELC، بُعد ادراکی منظر را مورد تأکید قرار می دهد. از آنجایی که منظر شامل تجربه فردی و ذهنی است، در نتیجه یک مفهوم ادراکی، هنری و وابسته به هستی را در بر می گیرد. شکل 1، مؤلفه های یک منظر را نشان می دهد که بر درک این پدیده تأثیر دارند. بین فرد و محیط اطراف یک رابطه دو سویه وجود دارد. انسان ها ذاتا برای بقاء با محیط زیست زنده اطراف خود درگیر و در ارتباط هستند. آن ها برای برآوردن نیازهای فیزیکی و اجتماعی خود، محیط فیزیکی را شکل داده و مورد استفاده قرار می دهند. با آن که محیط به واسطه عملکرد انسان شکل می گیرد، انسان ها نیز تحت تأثیر محیط خود الهام گرفته و شکل می گیرند. بنابراین، درک محیط و منظر به کانون توجه رشته های مختلف برای شناخت و تبیین رابطه بین انسان و زیستگاه فیزیکی او تبدیل شده است.
درک، فرایندی است که در آن اطلاعات از طریق حواس دریافت، سازماندهی و تفسیر می شوند. درک فرایندی پویا است که بین موجود و محیط اتفاق می افتد. اس. کاپلان بیان می کند که اطلاعات برای بقاء موجود و فهم او از محیط که کانون تمایل درک می باشد، بسیار ضروری است. درک از محیط در شناخت و واکنش نسبت به محیط به ما کمک می کند.
درک از محیط به طرق مختلف با درک از شیء تفاوت دارد:
شکل 1. منظر چیست؟(کنوانسیون ELC)
پورتئوس بیان می کند که به طور کلی دو حالت اساسی برای درک وجود دارد: حالت خودتمرکزی که تمرکزگرایی فردی است و دیگر تمرکزی که تمرکزگرایی بر اشیاء می باشد. وی توضیح می دهد که حواس خودتمرکزی شامل کیفیت حسی و لذت بوده و حواس دیگرتمرکزی شامل توجه و جهت گیری است. وی این گونه ادامه می دهد که بینایی (به استثنای درک رنگ) عمدتا یک حالت خودتمرکزی است و بیشتر اصوات (به استثنای صدای صحبت و گفتگو) جزء حواس دیگرتمرکزی طبقه بندی می شوند.
درک محیط فیزیکی یک پدیده فیزیولوژیکی صرف نیست. این پدیده تحت تأثیر تجربیات فرد، و نیز عوامل اجتماعی و فرهنگی قرار دارد. هویت های فرهنگی و طبقات اجتماعی مختلف بر نحوه تجربه و شناخت انسان ها از محیط تأثیر دارند. بنابرانین، درک محیط اطراف انتخابی، پویا، فردی، فعل و انفعالی و یاد گرفتنی است.
تئوری های درک، پایه تحقیقات روانشناسی را تشکیل می دهند. روانشناسی اجتماعی شاخه ای از علم روانشناسی است که به روابط بین محیط فیزیکی و رفتار انسان می پردازد. این شاخه از روانشناسی یک زمینه چند رشته ای است که در آن درک محیط موضوع بنیادین به شمار می رود. تحقیقات پیرامون درک محیط شامل موضوعاتی چون ترسیم شناخت، ترجیح (اولویت) منظر، یافتن راه، محیط های ترمیمی، که همه آن ها باید در برنامه ریزی و طراحی منظر مورد توجه قرار گیرند. هدف معماری منظر ایجاد محیط آزاد سرزنده، مطبوع و پایدار است. اگرچه یافته های تحقیقات روانشناسی محیط می تواند معماران منظر را در زمینه تحقیق و عمل تعلیم داده و بر آن ها تأثیر داشته باشد، اما هنوز رابطه ثابت و پایداری بین این دو رشته به وجود نیامده است. بین انسان ها و محیط فیزیکی آن ها یک رابطه دوسویه وجود دارد که بر هر دوی آن ها تأثیر می گذارد. بنابراین، معماران منظر باید بدانند که درک محیط نقش بسزایی در درک این رابطه ایفا می کند. این پژوهش مروری بر تحقیقات پیرامون درک منظر در زمینه برنامه ریزی و طراحی این پدیده دارد که بر اساس دو حس اصلی بینایی و شنوایی مورد بحث قرار می گیرد. در ابتدا، به منظور ارائه دستورالعمل و راهنمایی هایی برای برنامه ریزی و طراحی دیداری منظر، روش های تحقیق و تئوری هایی در مورد درک وابسته به بینایی و زیبایی شناختی در اختیار قرار می گیرد. در ادامه و در مرحله دوم، برای افزایش آگاهی از اهمیت اصوات به عنوان یک عنصر مهم منظر در طراحی و برنامه ریزی، مفهوم منظر اصواتی به طور مختصر مورد بحث قرار می گیرد.