پیوند فضا و جنسیت بر بستر مدرنیته در شهر و معماری ایران

نوع مقاله: موضوعی - تحلیلی

نویسنده

دکتری معماری، دانشگاه معماری، دانشگاه کاسل، آلمان

چکیده

این نوشتار چکیده‌ی پژوهشی است جامع که برای بررسی چگونگی پیوند میان فضای کالبدی و ساختار جنسیت در دوره‌ی مدرنیته در ایران انجام شده است. نگرش انتقادی به دگرگونی‌های فضایی مدرنیته در شهر و معماری ایران پیوسته به پدیده‌ی گسست میان فرم و محتوی اشاره کرده است. معماران و پژوهش‌گران شهری از این پدیده به‌عنوان یک مسئله در روند پویای دگرگونی‌های فضای کالبدی/اجتماعی یاد کرده‌اند. روند تحولات مدرن جامعه که از اواخر قرن نوزدهم در ایران چشمگیر می‌شود، با کمیت و کیفیت‌های گوناگون تا به امروز هم‌چنان ادامه دارد. اگرچه مناسبات اجتماعی/جنسیتی و سازمان فضای کالبدی هریک در روند تحولات تاریخی خود در عصر معاصر دچار گسست شده‌اند، اما به‌نظر رسیده و چنین ادعا شده است که این دو پیوند دیرینه‌ی خود را نیز از دست داده‌اند. این پژوهش با رویکردی جامعه‌شناختی به روند دگرگونی‌های فضای معماری و شهر، بار دیگر پدیده‌ی گسست این دو منظومه، اجتماعی/جنسیتی از یک‌سو و فضایی/کالبدی از سوی دیگر را به پرسش می‌کشد. پاسخ این پرسش با تکیه بر نظریه‌ی "هویت اجتماعی" گیدنز و "تمایز" بوردیو در چرایی و چگونگی هویت مدرن نهفته است، پاسخی که پیوند تاریخی میان فرم و عملکرد یا فضا و متن را تایید می‌کند، هویت اجتماعی مدرن در حین تحول و در کنشی متقابل مناسبات اجتماعی/جنسیتی و همچنین اشکال فضایی را، آگاهانه یا ناآگاهانه، دگرگون می‌کند.

تازه های تحقیق

در تعاریف بنیادین، نگرش انسان، سبک زندگی وی، چگونگی انجام فعالیت و شیوه‌ی رفتار انسان در استفاده از فضای کالبدی – آن چه متن فضا خوانده می‌شود - پیوندی جدایی ناپذیر با شکل کالبدی آن دارد. پدیده‌یی که با عنوان "گسست فضای کالبدی از متن اجتماعی خود"، یا "فضا از جنسیت" در این مقاله، از آن یاد می‌شود، درواقع حاصل گسستی است که در هویت، هویت اجتماعی/جنسیتی انسان این زمانه رخ داده است، هویتی که در عصر مدرنیته گسسته، چندگانه و ناپایدار است. در تحلیل گسست فرم از محتوا، به این پدیده کم بها داده شده است که تسلط الگوهای کالبدی یادشده‌ حاصل گزینش افراد و گروه‌های اجتماعی بوده و هستند. گرچه این الگوهای فضایی پاسخ‌گوی همه‌ی ابعاد زیست ساکنان خود نبوده‌اند، اما از آن میزان مطلوبیت و پاسخ‌گویی برخوردار بوده‌اند که آن‌ها را خوش‌آیند و خواستنی سازد، تا آن‌جا که سایر نیازهای فرد یا جامعه، در آن میان مناسبات جنسیتی، را به زیر سایه‌ی خود برند. بر بستر این واقعیت است که فراگیری استفاده از الگوهای معماری مدرن را در لایه‌های اجتماعی/جنسیتی متفاوت مشاهده می‌کنیم، امری که واکنش لایه‌های سنتی‌تر جامعه را نسبت به فضای مدرن با خواست، پذیرش و انعطاف بیشتری همراه می‌سازد. استفاده‌ی گسترده‌ی گروه‌های مختلف اجتماعی/فرهنگی/جنسیتی در مکان‌های متنوع جغرافیایی از الگوهای شهری و معماری مدرن مبتنی بر یک گرایش مسلط اجتماعی فرهنگی عصر مدرنیته است. نمایش تصویر مدرن در عصر کنونی، بخش مهمی از هویت اجتماعی/جنسیتی است، حتی برای گروههای سنتی. گرایشی که به موجب آن واکنش جوامع سنتی با انعطاف و پذیرش بیش‌تری همراه می‌شود.  هویت مدرن با گرایش به زندگی در فضاهای مدرن، در قلمرو خصوصی خانه یا حوزه‌ی عمومی شهر، به تمایل خود برای مدرن‌بودن پاسخ می‌دهد. به‌این‌ترتیب فرم مدرن هم‌چنان بیان‌گر متن پیوسته‌ی خود است، گرچه نه به‌صراحت و سادگی گذشته و تا حدودی مبهم و پیچیده.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Gender and SpaceThe Age of Modernity in the city and architecture of Iran

نویسنده [English]

  • Minoosh Sadoughianzadeh
PhD in Architecture, University of Architecture, Kassel University, Germany
چکیده [English]

A critical perspective to the social spatial influences of modernity has always pointed to the interruption between form & content in Iran. Architecture and urban scholars have referred to this phenomenon as a problem in dynamic changing process of spatial environment. The process of modern transformation of society, beginning from the late nineteenth century, has been continued with different quantities and qualities to the present time. Although social/gender relations and the spatial organization each experienced a break in their historical dynamic changing processes, but it seems and has been claimed that the two have lost their long-standing integration.
Focusing on the process of change through a social cultural approach and based on Giddens’ theory of ‘social identity’ and Bourdieu's ‘distinction’, this study questions again the matter of social/gender and spatial disconnection and finds the answer within modern social/gender identity, as the main actor, which transforms the social/gender relations as well as the spatial forms, consciously or unconsciously.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Gender
  • Architecture
  • City
  • modernity
  • Modern identity

مقدمه

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یادشده در پژوهش‌های فضای کالبدی شهر و معماریِ ایرانی در دوره‌ی مدرنیته ناهم‌آهنگی و ناسازگاری شکل فضا با بستر اجتماعی فرهنگی خود، و در آن میان مناسبات مهم جنسیتی است. در این راستا به گسستی اشاره می‌شود که در تغییرات کالبدی شهر رخ داده است. این دگرگونی‌ها در تداوم منطقی با گذشته نبوده و اصول معماری و شهرسازی گذشته که پاسخگوی الزامات بستر خود بود، فراموش شده است. این گسست نه‌تنها در روند تحولات و تداوم پویای کالبد شهر و معماری رخ داده که از آن مهم‌تر به‌نظر می‌رسد و نیز چنین بیان می‌شود که این جدایی در رابطه میان فضای کالبدی و متن اجتماعی آن یا فرم از عملکرد (محتوی) نیز دیده می‌شود. این پژوهش با رویکردی اجتماعی/فرهنگی نسبت به فرآیند دگرگونی‌ها، گسست یادشده را به پرسش می‌کشد و تلاش می‌کند تا پاسخی به این پرسش پژوهش فراهم کند که چرا به‌نظر می‌رسد کالبد فضایی در دوره‌ی مدرنیته بازگوی مناسبات اجتماعی/جنسیتی نیست؟ آیا پیوند تاریخی الگوهای فضایی زندگی و زمینه‌ی اجتماعی آن از بین رفته است؟ آیا به‌راستی چنین است؟

 

مواد و روش‌ها

رویکرد این پژوهش به مسئله تکیه بر اسناد دارد و به ادبیات و نظریه‌های علمی مربوط به موضوع مراجعه می‌کند، از نظرات پژوهش‌گران تاریخ مدرن ایران در باره‌ی معماری و شهر تا پژوهش‌های جامعه‌شناختی درباره‌ی دگرگونی‌های مدرنیته. پرسش‌های پژوهش با تکیه بر نظریه‌ی "هویت اجتماعی" گیدنز و "تمایز" بوردیو در چرایی و چگونگی هویت مدرن پاسخ داده می‌شود.

 

بحث

دگرگونی‌های اجتماعی فرهنگی عصر مدرنیته هم‌زمان با شکل‌گیری جنبش مشروطه در اواخر حکومت قاجار خود را نشان می‌دهد. از این دوره به بعد، نظام‌های اجتماعی/فضایی حاکم بر سرزمین، هم‌چون اجزای نظام اجتماعی در نتیجه‌ی نفوذ عوامل جدید، جهانی و محلی، به‌تدریج دگرگون می‌شوند. ساختار جنسیت هم‌پای دگرگونی‌های سازمان اجتماعی تغییر می‌کند. در بستر این تغییرات، فضا نیز دگرگون می‌شود و اشکالی نو می‌یابد. هویت فضایی شهر و معماری، شکل و ساختار کالبدی آن در ایران پی‌در‌پی تا دوره‌ی کنونی الگوهای جدیدی به خود می‌پذیرد. از این دوره‌ی تاریخی است که مسئله‌ی جدایی فرم از متن اجتماعی در معماری و شهر مطرح می‌شود.

مسئله مطرح‌شده در این پژوهش، یعنی جدایی فرم از عملکرد یا شکل از محتوی، به‌طور مستقیم به رابطه‌ی میان فضای کالبدی و انسان و چگونگی این پیوند اشاره می‌کند. فضای زیست با دو وجه مادی و غیرمادی خود، یعنی کالبد فیزیکی از یک‌سو و حضور انسانی یا بستر اجتماعی، فرهنگی از دیگرسو شناخته می‌شود. فضا پدیده‌ایست که به‌صورت مادی و نیز فرهنگی تولید می‌شود.  انسان موجودیتی است که اصلی‌ترین بخش فضای زیست را می‌سازد. فضا بدون حضور انسان مفهومی ندارد.  اندیشه و دانش انسان، رفتار و کنش او، شیوه و سبک زندگی وی، در یک کلام "هویت" او یعنی هویت اجتماعی، فرهنگی و جنسیتی او فضا را  تعریف می‌کند.

هویت برساخته‌یی است اجتماعی نتیجه‌ی فرایندها و عوامل اجتماعی، مفهومی سیال و متغیر. در جوامع مدرن هویت فرد بیش از پیش سیال و نا‌استوار می‌گردد، چرا که فرد با تنوع شگفت‌انگیزی از عناصر و عوامل مادی و غیرمادی هویت‌بخش رو‌به‌رو می‌گردد. ساختار هویت شخصی در جامعه‌ی مدرن بر اساس این گزینش‌ها، بین تاثیرات جهانی، از‌یک‌سو، و گرایش‌های درونی و بومی، از‌سوی‌دیگر، شکل می‌گیرد. به همین دلیل و تا حدی به سبب تعدد و تنوع محیط‌ها و محفل‌های فعالیت‌های اجتماعی است که انتخاب‌های شیوه‌ی زندگی و فعالیت‌ها از جانب افراد در بیشتر موارد کیفیتی گسسته به خود می‌گیرد، تا آن جا که روایتی که فرد از هویت خود به نمایش می‌گذارد، پاره‌پاره و گسسته است. هویت فرد به دلیل ماهیت بازتابنده‌اش، یعنی فرآیند تعریف و بازتعریف خود از طریق مشاهده و بازتاب اطلاعات روانشناختی و اجتماعی درباره‌ی مسیرهای ممکن زندگی از سرشتی اختلاطی و پیوندی برخوردار می‌شود. ما همه چندهویتی هستیم. در همین راستا هویت جنسیتی جدیدی که شکل می‌گیرد نشان از همان گسستگی و ناپایداری در کل هستی و هویت انسان این زمانه دارد.

از آغاز تسلط مدرنیته، الگوهای فضایی جدیدی در برهه‌هایی از زمان باب شده نفوذ خود را بر سیمای کالبدی شهرها و حتی روستاها گسترش می‌دهند. این اشکال جدید با الگوهای تاریخی پیوندی ندارند و به‌گونه‌ای یکسان در نقاط مختلف سرزمین، در نواحی متفاوت اقتصادی/اجتماعی/فرهنگی در میان لایه‌های گوناگون اجتماعی با سبک‌های متفاوت زندگی و با مناسبات متفاوت جنسیتی گسترش می‌یابند. استفاده از این الگوهای مشابه توسط انسان‌های متفاوت، بی‌تردید پدیده‌ی گسست فرم از عملکرد را یادآوری می‌کند اما آن‌چه می‌تواند مسئله را روشن سازد، هویت اجتماعی انسان عصر مدرنیته است، هویتی که چندپاره و گسسته است، دچار تعارض و تردید میان کهنه و نو، میان سنت و مدرنیته است. این هویت چندپاره کالای مدرن را با منشی سنتی مصرف می‌کند. وی در پی کسب منزلت مدرن کالاهای مدرن مصرف می‌کند، گرچه به شیوه‌های رفتاری متفاوت و متناسب با فرهنگ خود. پدیده‌ی مهم دیگر آن‌که در این میان فضای معماری و شهر مدرن نقش نمادین خود را دارد. زندگی در آن‌ها برای فرد و جامعه تشخصی مدرن به‌همراه می‌آورد.

آزادارمکی، تقی (1380)، "شکاف بین‌نسلی در ایران"، نامه انجمن جمعیت‌شناسی ایران، شماره 4، ویژه‌نامه مسائل اجتماعی ایران.
احمدی، بابک (1377)، "معمای مدرنیته"، تهران: نشر مرکز.
آشوری، داریوش (1387)، "ما و مدرنیت"، تهران: انتشارات صراط، چاپ چهارم
بحرینی، حسین (1390)، "تجدد، فراتجدد و پس از آن در شهرسازی"، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ چهارم.
بوردیو، پیر (1391)، "تمایز، نقد اجتماعی قضاوت های ذوقی"، ترجمه حسن چاوشیان، تهران: نشر ثالث چاپ دوم.
پاکدامن، بهروز (1373)، "نگاهی کوتاه بر شیوه ها و گرایش های معماری در تهران"، در: کتاب تهران(جلد چهارم)، تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، صص. 80 – 52.
پروا، محمد (1380)، "مدرنیته و معماری معاصر ایران"، در: مجموعه مقالات دومین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران،سازمان میراث فرهنگی کشور، صص. 163 – 155.
توسلی، محمود (1369)، "اصول و روش‌های طراحی شهری و فضاهای مسکونی در ایران"، جلد اول، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری، وزارت مسکن و شهرسازی.
جانی‌پور، بهروز (1379)، "سیر تحول معماری مسکن در دوره‌ی پهلوی"، پایان‌نامه‌ی دکتری در رشته معماری، دانشکده‌ی هنرهای زیبا، دانشگاه تهران.
چاوشیان تبریزی، حسن، (1381)،"سبک زندگی و هویت اجتماعی"، پایان نامه دکتری، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران.
حاضری، علی محمد (1380)، "مسائل اجتماعی متاثر از تعارض ارزش ها در دوران گذار"، در نامه انجمن جامعه شناسی، شماره 4، شماره ویژه "مسائل اجتماعی ایران".
حبیبی، محسن (1386)،"از شار تا شهر (تحلیلی تاریخی از مفهوم شهر و سیمای کالبدی آن، تفکر و تاثر)"، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ هفتم.
حبیبی، محسن (1373)، "نخستین پژواک مدرنیته در ایران"، در گفتگو، شماره 3، صص. 138 – 152.
سازگارا، پروین (1382)، " بررسی سبک زندگی قشر دانشگاهی و بازاریان سنتی (طبقه متوسط جدید و قدیم ایران)"، پایان نامه دکتری، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران.
شایگان، داریوش (1372)، "چندگانگی فرهنگی"، مجله گفتگو، شماره 2، صص. 40 – 62.
شایگان، داریوش (1380)، "افسون‌زدگی جدید، هویت چهل‌تکه و تفکر سیار"، ترجمه فاطمه ولیانی، تهران: نشر و پژوهش فروزان‌فر.
شایگان، داریوش (1382)، "هستی‌شناسی‌های پراکنده"، مجله گفتگو، شماره 37، صص. 21 – 33.
صارمی، علی‌اکبر (1374)، "مدرنیته و رهاوردهای آن در معماری و شهرسازی ایران"، مجله گفتگو، شماره‌ی 10، صص. 57- 69.
صدوقیان‌زاده، مینوش (1384)، "ساختار جنسیت و فضا، تاملی در معماری ایران"، در مجله معماری و شهرسازی، شماره 82 – 83، صص. 7 – 13.
صفامنش، کامران و بهروز منادی زاده (1380)، "تحولات معماری و شهرسازی در فاصله ی سال های 1320 1299"، در: مجموعه مقالات دومین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، سازمان میراث فرهنگی کشور، صص. 273– 248.
صفری، بهروز (1386)، "گیدنز و پیامد‌های مدرنیته" (تلخیص)، http://ketabnak.com.
فکوهی، ناصر (1386)، "نظریه اجتماعی پیر بوردیو"، وبسایت ناصر فکوهی.
فکوهی، ناصر (1390)،"گفتگوی ناصر فکوهی درباره کتاب «تمایز» بوردیو"،سایت انسان شناسی و فرهنگ.
فکوهی، ناصر و غزنویان، زهرا (1391)، "بررسی انسان‌شناختی تنوع فضایی مطلوب از منظر ساکنان خانه‌های شهری تهران، البرز و قزوین"، در پژوهش‌های انسان‌شناسی ایران، دوره 2، شماره 2، صص. 29 – 52.
قبادیان، وحید (1385)، "معماری در دارالخلافه ناصری، سنت و تجدد در معماری معاصر تهران"،تهران: پشوتن، چاپ سوم.
کاستلز، مانوئل (1380)، "عصر اطلاعات: اقتصاد، جامعه و فرهنگ (ظهور جامعه شبکه ای)"، جلد اول، ترجمه علی پایا، احد علیقلیان و افشین خاکباز، تهران: انتشارات طرح نو.
گیدنز، آنتونی (1393)، "تجدد و تشخص، جامعه و هویت شخصی در عصر جدید"، مترجم، ناصر موفقیان، تهران: نشر نی، چاپ نهم.
گیدنز، آنتونی (1392)، "پیامدهای مدرنیت"، ترجمه‌ی محسن ثلاثی، تهران: نشر مرکز، چاپ هفتم.
مدنی‌پور، علی (1381)، "تهران، ظهور یک کلان‌شهر"، مترجم، حمید زرازوند، تهران: شرکت پردازش و برنامه‌ریزی شهری.
معرفت، مینا (1375)، "پیشکسوتانی که به تهران مدرن شکل دادند"، در: تهران، پایتخت دویست ساله، زیر نظر شهریار عدل و برنارد اورکاد، تهران، سازمان مشاور فنی و مهندسی شهر تهران و انجمن ایران شناسی فرانسه در ایران.
هدایتی، محمد (1392)، "تاثیرات مدرنیته و جهانی شدن بر هویت"، فرهنگ امروز، پایگاه تحلیل و اطلاع‌رسانی فرهنگ و علوم انسانی، http://farhangemrooz.com.
 
Aghajanian, A. )2008).“Family and Family change in Iran”. In Families in a Global Context, edited by Charles B. Hennon and Stephan M. Wilson, 265 -294. Taylor and Francis Group, Routledge.
Ardener, S. (2000). “The Partition of Space, From Women and Space: Ground Rules and Social Maps.” In Gender Space Architecture, An Interdisciplinary Introduction, edited by J. Rendell, B. Penner, and I. Borden. London: Routledge.
International Women’s University. (2000). Reader, Project Area, “City and Gender” Kassel.
Krier, R .(1979). Urban Space. London: Academy Edition.
Lefebvre, H., (1991). The Production of Space”. trans. D. Nicholson Smith, Blackwell.
McDowell, L. (1996). “Spatializing Feminism, Geographic Perspectives”. In Body Space, Destabilizing Geographies of Gender and Sexuality edited by Nancy Duncan.  London & New York: Routledge.
McDowell, L. (1999). Gender, Identity & Place, Understanding Feminist Geographies”. Minneapolis: University of Minnesota Press.
Moghadam, Valentine M. (2004). “Patriarchy in Transition: Women and the Changing Family in the Middle East”.  Journal of Comparative Family Studies Vol. 35, part 2: 137–162.
Rendell, J., Penner, B., and Borden, I., eds. (2000). “Gender Space Architecture, An interdisciplinary introduction”. London and New York: Routledge.
Rapoport, A. (1977). Human Aspects of Urban Form”. NewYork: Pergamon Press.
Rapoport, A. (1984). “Culture and the Urban Order”. In The City in Cultural Context, edited by John A. Agnew, John Mercer And David E. Sopher. Boston: Allen And Unwin.
Sadoughianzadeh, Minoosh (2008).“Gender and Space in Tehran”.PHD Thesis, Faculty of Architecture, Urban Planning and Landscape Planning, University of Kassel, Germany.
Sadoughianzadeh, Minoosh (2013). “Gender Structure and Spatial Organization: Iranian Traditional Architecture”. SAGE Open, October-December 2013: 1 – 12.