نوع مقاله : علمی پژوهشی
تازه های تحقیق
مقایسه تطبیقی الگوهای فضایی در خانه های سنتی و معاصر نشان داد که، مشارکت الگوهای فضایی خانه های معاصر در ارتقای شیوه زندگی کاستی گرفته است. تنوع الگوهای فضایی خانه های سنتی نسبت به مسکن معاصر بیشتر است و فضاها انعطاف پذیری بیشتری دارند به گونه ای که عملکردهای مختلف در هر فضا اتفاق می افتد. سر در خانه های سنتی با ابهت و تزیینات و حالت دعوت کنندگی دارد. خانه های سنتی دو قسمت اندورنی و بیرونی دارند که پیرامون دو حیاط با همین نام ها شکل گرفته اند. امکان تشخیص فضاها به واسطه وسعت آن ها در خانه های سنتی ایرانی وجود دارد. خانه های سنتی درون گرا هستند و پنجره ای رو به کوچه ندارند. فضاهای اصلی و خدماتی تفکیک شده هستند. استفاده از طبیعت. رعایت محرمیت از طریق سلسه مراتب ورودی و فضاهای اندرونی و بیرونی در خانه های سنتی صورت می گرفته است. نورگیری فضاها بی واسطه تامین شده است. وسعت فضاها در خانه های سنتی ایرانی بیشتر از خانه های معاصر است. در مسکن معاصر شی محوری جایگزین فضا محوری شده است و نقش فضاهای باز و نیمه باز کاهش یافته است. در خانه های معاصر نسبت به خانه های سنتی اثاثیه بیشتری وجود دارد و تمایل به تفکیک و تعریف فضاها با عناصر نیمه ثابت مانند اثاثیه است. استفاده از فضا به حداقل و استفاده از مصالح به حداکثر رسیده است، تا آن حد که در سازمان فضایی این گونه خانه ها، تنها تعداد کمی عملکرد به روش های ناقص قادر به حیات هستند. الگوهای فضایی خانه با حذف فضاهای بینابینی )انواع راهروها، پیش اتاق ها، پیش فضاها، حریم های اتصال دهنده و جداکننده( قابلیت خود را در بوجود آوردن قلمروهای مختلف عمومی و خصوصی خانه برای استفاده کنندگان فضا، از دست داده است. بدین ترتیب، مشارکت الگوهای فضایی خانه در ارتقای کیفی و کمی شیوۀ زندگی، معنای خود را از دست داده است و سازمان فضایی زندگی خانواده نه تنها رغبتی برای حضور گروهی افراد ایجاد نمی کند بلکه فضایی برای خلوت پدید نمی آورد. عدم توجه به نقش عناصر تشکیل دهنده فضا )کف، سقف و دیوار( منجر به بی توجهی به نقش فضا در تأثیرگذاری بر حال و هوا و شیوه زندگی ساکنان خانه می شود. حیاط های خانه های معاصر به دلیل کوتاهی تأثیرگذاری ندارند. نقش فضا در داخل اتاق ها بسیار کم شده و اشیا و مصالح به جای فضا ایفای نقش می نمایند. بنابراین نتیجه ای جز محدود کردن تعدد فعالیت های انسان ندارد. الگوهای فضایی مسکن معاصر به دلیل عدم توجه به جان عناصر معماری مانند کف، سقف و دیوار و عدم رعایت معیارهای تعریف شدگی، قابلیت تشخص و ترکیب فضا، اشیای عملکردی و مصالح ساختمانی ، سازمان فضایی خانه را شکل داده اند. سازمان دهی الگوهای فضای خانه سه بعدی به حل پلان در سطح کاهش یافته است. عنصر حیاط به عنوان الگو فضایی باز که در خانه های سنتی کارکردهای متنوعی داشته در مسکن معاصر کمرنگ تر شده است. بعلاوه سیر سلسله مراتب فضایی خانه ها کم عمقتر شده است. بطور کلی می توان گفت مسکن معاصر مانند خانه های پیش از خود منطبق با خواست ها و نیازهای کاربران نیستند. بنابراین با علم به این موضوع می توان در طراحی مسکن معاصر از الگوهای فضایی مسکن ایرانی در تداوم الگوهای معماری پیشین و بطبع افزایش کیفیت زندگی استفاده نمود.
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسنده English
Housing as the most important human shelter is one of the spaces that should meet the living needs of its residents. Today, man is not able to continue living regardless of what has happened to him, and in order to have a better life, he must use the patterns he has already acquired. Bridging the gap between traditional and contemporary housing architectural patterns requires recognizing patterns derived from the values and principles of traditional architecture. The study of Iranian architecture shows that in the formation of residential spaces, religious issues and specific cultural contexts of Iranians have been influential elements.
The aim of this study was to recognize the spatial patterns of Iranian and contemporary housing in order to achieve the design of contemporary housing in accordance with these patterns in order to continue the previous architectural patterns through the findings of a comparative study of both types of spatial patterns. The present study is a descriptive-analytical research. The research method is adaptive in terms of the nature of the descriptive method and fundamental in terms of purpose. The data collection tool is library and comparison. The results of a comparative study of the patterns of Iranian and contemporary housing spaces, and analysis of the characteristics of each, indicate that in the design of contemporary housing, Iranian housing architectural patterns have not been used much and the quality of spaces has been declining. But by using these patterns, suitable patterns can be achieved in order to continue the previous architectural patterns and have a better life.
کلیدواژهها English
مقدمه
معماری بعنوان یک هنر بصری، جلوه گاه کالبدی مجموعه ای از پدیده ها، روابط، و عواملی می باشد که همه نیازهای انسان را در فضا محقق می سازد. نیاز به سرپناه و خانه از اساسی ترین و ابتدایی ترین نیازهای انسان است (فاضلی و همکاران، 1394). خانه مکانی برای آرامش ذهن و استراحت آدمی است )مرتضی1387، 133). برای توصیف خانه، ویژگی هایی مانند زنده، منسجم، کامل، هماهنگ، بانشاط، آزاد، واقعی، سرزند، پایدار، راحت و... به کار می رود. این ویژگی ها، کیفی می باشند و شاخص های قابل اندازه گیری به دست نمی دهند. روش رسیدن به معماری خانه، که دارای تمام این کیفیت ها باشد، استفاده از الگو است )الکساندر، 1390 ، 80 ). بناهای سنتی منعکس کننده بعضی از روابط و الگوهای رفتاری و اجتماعی و نحوه استفاده از فضا هستند، وجود ارتباطی چند جانبه و گسترده میان انسان و فضای زیست او سبب شده است که رابطه ای کمابیش بین انسان با محیط زندگی او بوجود آید. به همین علت هر فضای معماری نشان دهنده بعضی خصوصیات قومی-فرهنگی است که بعضی از خواسته ها، افکار، عقاید و رفتارهای اجتماعی و فردی را نشان می دهد )سلطان زاده، 1372، 10). در شکل گیری مسکن سنتی ایران عناصر و عوامل زیادی نقش داشته است. عامل فرهنگ و درک انسان ها از جهان و حیات نقش متأثری در مسکن و سازمان تقسیمات الگوهای فضایی آن داشته است (مسائلی، 1388 : 29). الگوهای فضایی معماری از روش ترکیب عناصر، عوامل و حالت های فضایی پدید می آیند. مقصود از حالت در معماری، فضای غنی شده می باشد. فضایی که بطور مستقیم برای مخاطب و کسانی که از آن فضا استفاده می برند، سازمان یافته است و محصول قرن ها تجربه ی احساسی در بنا می باشد (حائری، 1388). تشویش بوجود آوردن کیفیت مطلوب در فضای معماری به عنوان یکی از اصلی ترین اهداف معماران و پژوهشگران این عرصه، توجه آن ها را به مفاهیم و روش هایی جلب نموده که اصل آن ها با تکیه بر دستاور دهای انسان با نسل پیشین و پیش دانسته های انسان، بنیان گذاشته شده است. از این زاویه، نقش و کارکردهای الگو قابل بررسی است. بدین منظور الگوهای قدیم معماری را باز یافته، آن ها را بازخوانی کرده و بدین صورت در فرایند تداوم و تحول آن نقش ایفا می کند (حمزه نژاد و رادمهر، 1396). الگو در واقع قواعدی است که عناصر هر ترکیب معماری را نظم می دهد و ترکیب می نماید (الکساندر، 1381). بازآفرینی الگوی شکل گیری در خانه های سنتی ایرانی و استفاده از این الگوها در شکل گیری و طراحی مساکن معاصر، امروزه بیش از هر زمان دیگر اهمیت خود را آشکار می نماید (مهدوی نژاد، 1393). این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی الگوهای فضایی معماری مسکن ایرانی و مسکن معاصر صورت گرفته است که نتایج پژوهش، در طراحی هرچه بهتر مسکن معاصر نقش بسزایی خواهد داشت. فرضیه اصلی این پژوهش اهمیت استفاده از الگوهای فضایی مسکن ایرانی در طراحی مسکن معاصر می باشد. با در نظر گرفتن نیازهای انسان معاصر و سبک زندگی او، می توان به الگوهای فضایی آگاهانه تر و کارآمدتر، منتج شد و شکل مطلوب تری از زندگی برای ساکنین را فراهم آورد. برای پاسخ به این فرضیه ها، سوالات زیر مورد بررسی قرار گرفته است: الگوهای معماری مسکن ایرانی و معاصر کدام هستند و دلایل نیاز به استفاده از الگوهای مسکن سنتی در طراحی مسکن معاصر چیست و عدم استفاده از الگوهای فضایی مسکن ایرانی چه پیامدهایی را در پی داشته است؟ روش تحقیق، روش تحلیلی تطبیقی و ابزار گرد آوری داده ها، اسناد کتابخانه ای و روش مقایسه ای است.
فرآیند و معیار های طراحی خانه(. مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری.
فرآیند و معیار های طراحی خانه(. مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری. چاپ دوم.